♦♦♦♦خاطرات ماه مبارک رمضان و رزمندگان/شهدا♦♦♦♦

شروع موضوع توسط *مریم* ‏02/07/2014 در انجمن سایر موارد

  1.  
    *مریم*

    *مریم* کاربر ویژه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏04/01/2013
    ارسال ها:
    5,685
    تشکر شده:
    28,127
    تشکر کرده:
    14,808
    امتیاز:
    168
    شغل :
    جهاد در خانه
    محل سکونت:
    شهری در قلب کویر

    تحصیلات:
    دیپلم
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    تو هر جای جهان باشی پناه آخرت اینجاست..
    عملیات رمضان سال ۶۱ مقارن با ماه مبارک رمضان در جنوب بصره به وقوع پیوست که در این عملیات رزمندگان اسلام تا رودخانه دجله پیشروی کردند واز آب دجله وضو ساختند. در آن روزهای گرم مرداد ماه تعدادی از رزمندگان با زبان روزه شرکت کردند. گرمای طاقت فرسا و مقاومت در مقابل پاتک دشمن و نبود خاکریز مناسب روزگار سختی را برای لشکریان رقم می زد. اسلحه و آرپی جی ها بر اثر تابش خورشید و شلیک پی درپی چنان داغ شده بودند که از روی لباس هایی که از تن درآورده و به عنوان دستگیره از آن استفاده می نمودند قابل تحمل نبود و رزمندگان برای دور ماندن از آسیب شلیک گلوله های مستقیم تانک خود را به زمین داغ منطقه می چسباندند. و براستی سخت بود صحنه های شهادت دوستان و همسنگران. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.


    راوی: حبیب الله ابوالفضلی
     
    زینب و گمنام از این پست تشکر کرده اند.
  2.  
    *مریم*

    *مریم* کاربر ویژه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏04/01/2013
    ارسال ها:
    5,685
    تشکر شده:
    28,127
    تشکر کرده:
    14,808
    امتیاز:
    168
    شغل :
    جهاد در خانه
    محل سکونت:
    شهری در قلب کویر

    تحصیلات:
    دیپلم
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    تو هر جای جهان باشی پناه آخرت اینجاست..
    رمضان در جبهه ها در اوج گرمای تابستان آنهم در منطقه خوزستان حال و هوای ویژه یی داشت. سال ۶۰ ماه رمضان در اوایل مرداد ماه و گرمای بالای ۵۰ درجه خوزستان بسیار طاقت فرسا بود. رزمندگانی که از اقصی نقاط کشور به جبهه می آمدند حکم مسافر را داشتند و کمتر می توانستند یکجا ثابت باشند بعضی از آنها در یک منطقه می ماندند و از مسوول یا فرمانده مربوطه مجوز می گرفتند و قصد ده روز کرده و روزه دار می شدند.
    روزهای طولانی بالای ۱۶ ساعت، گرمای شدید و سوزان کار فعالیت نبرد با دشمن حتی در منطقه پدافندی شدت یافتن تشنگی و ضعف و بی حالی ازجمله مواردی بود که وجود داشت اما به لطف خدا در ایمان و اراده رزمندگان کمترین خللی ایجاد نمی شد. سال ۶۱ ماه مبارک رمضان در تیر ماه واقع شد. عملیات رمضان در همین ماه سال انجام گرفت.

    شب ۱۹ رمضان در حال و هوای خاصی رزمندگان آماده عملیات می شدند. گرمای شدید باد و توفان شنهای روان و از همه مهم تر نبرد با دشمن آنهم برای کسانی که روزه دار بودند بسیار سخت بود. انسان تا در شرایط موجود قرار نگیرد درک مطلب برایش سنگین است.
    در آن عملیات بسیاری از عزیزان به وصال حضرت حق پیوستند در حالی که روزه دار بودند و لبهایشان خشکیده بود. اما به عشق اباعبدالله الحسینعلیه السلام و عطش کربلا رفتند و به شهادت رسیدند.
    راوی: سید ابراهیم یزدی
     
    زینب و گمنام از این پست تشکر کرده اند.
  3.  
    *مریم*

    *مریم* کاربر ویژه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏04/01/2013
    ارسال ها:
    5,685
    تشکر شده:
    28,127
    تشکر کرده:
    14,808
    امتیاز:
    168
    شغل :
    جهاد در خانه
    محل سکونت:
    شهری در قلب کویر

    تحصیلات:
    دیپلم
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    تو هر جای جهان باشی پناه آخرت اینجاست..
    سحری خوردن کنار آرپی چی و مسلسل، وضو با آب سرد و قنوت در دل شب توصیف ناشدنی است.
    ربنای لحظات افطار از پایان یک روزه خبر می داد، ربنایی که تمام وجود رزمندگان مملو از حقانیت آن بود.
    بچه ها با اشتیاق فراوان برای نماز مغرب و عشا وضو می گرفتند.

    ماشین توزیع غذا به همه چادرها سر می زد و افطاری را توزیع می کرد.
    سادگی و صمیمیت در سفره افطار ما موج می زد و ما خوشحال از اینکه خدا توفیق روزه گرفتن را به ما هدیه داده بود
    سر سفره می نشستیم و بعد از خواندن دعا با نان و خرما افطار می کردیم .
    دعای توسل و زیارت عاشورا هم در این روزها حال و هوای دیگری داشت .
    معنویتی که « السلام علیک یااباعبدالله » « زیارت عاشورا » و یا « وجیه عندالله اشفع لناعندالله »
    در توسل به سفره افطار و سحر ما هدیه می کرد غیرقابل توصیف است و همین بنیه ی معنوی
    و عدم غفلت از لحظات معنوی رزمندگان را از دیگران ممتاز کرده بود.

    نمی توانم این لحظات را برای شما بیان کنم در لشگر 28 سنندج بودم و قرار بود
    بعد از یک هفته به خانه برگردم اما جاذبه این ماه مرا در کردستان ماندگار کرد.
    ماه رمضان بهترین و زیباترین خاطرات را برای ما در سنگرها به ارمغان می آورد.

    برکت دعا در کنار سنگرها، نماز روی زمین خاکی، سحری خوردن کنار آرپی چی و مسلسل،
    وضو با آب سرد، قنوت در دل شب، قیام روبروی آسمان بدون هیچ حجابی که تو را از دیدن وسعت ها بی نصیب کند،
    گریه ی بچه های عاشق در رکوع و همه چیز برای یک مهمانی خدا آماده بود.
     
    آخرین ویرایش: ‏08/07/2014
    زینب و گمنام از این پست تشکر کرده اند.
  4.  
    گمنام

    گمنام ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    برترین ارسال کننده مـاه

    تاریخ عضویت:
    ‏24/07/2012
    ارسال ها:
    7,738
    تشکر شده:
    41,934
    تشکر کرده:
    13,974
    امتیاز:
    168

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی/ سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی
    18786448043862386955.jpeg




    تیرماه بود که عملیات رمضان شروع شد

    درست توی ماه مبارک رمضان


    گرمای بالای ۵۰ درجه آدم رو کلافه می کرد


    حالا حساب کنین روزه باشی و تو این گرما بخوای بجنگی


    اونقدر آفتاب داغ می شد که اسلحه ها دستامون رو می سوزوند


    تازه سختی زمانی شروع شد که عملیات لو رفت و بچه ها محاصره شدند


    خیلی ها مظلومانه به شهادت رسیدند…



    … بعد از عملیات یه عده رفتند تا مجروح های شب قبل رو بیاورند

    وقتی برگشتند ، با گریه گفتند: همه ی بچه ها شهید شدند


    بهشون گفتم: تیر خلاص زدند بهشون؟




    گفتند:



    نه! از تشنگی جان دادند…

     
    زینب و *مریم* از این پست تشکر کرده اند.
موضوع های مشابه: ♦♦♦♦خاطرات ماه
انجمن عنوان تاریخ
سایر موارد ♦♦♦♦خاطرات دهه شصت,عملیات کمان 99♦♦♦♦ ‏23/09/2014
سایر موارد اسفند عجب ماهیه!!! ‏20/03/2015

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.