اخراجی‌‌ها نوشته اند یا مینویسیم

فدایی رهبر

کاربر فعال
"کاربر *ویژه*"
این رو که میخوام بیان کنم بحث جالبیه

تا حال فکر کردین؟

آیا تمام اموری که انجام میدیم رو خدا اراده کرده؟ ، اگه نه پس چرا اعتقاد داریم اراده خدا بالا تر از همه هست؟ اگه آره پس اختیارمون چی میشه؟

اونیکه همسرمون میشه ، واقعا از قبل نوشته شده؟ اونیکه بهش نمیرسم میگن تقدیرت بوده !!!

بسم رب المهدی

یه استادی رو میشناسم بسیار زیبا این مطلب رو در تفسیر سوره ی حمد بیان کردند.خلاصه میکنم حرفشون رو.
لطفا با دقت بخونید.
ما از تفسیر سوره ی حمد و معنی مالک بودن خداوند به این نتیجه میرسیم که:
انسان هیچ اختیاری ندارد.

حتما الان میگید که پس این که ما میگیم انسان اختیار داره چیه؟
جوابش اینه که:
اولا همین که شما مختار هستید رو که خودتون اختیار نکردید.یعنی شما در اختیار داشتن اختیار ندارید.
مثلا نمیتونید بگید که من میخوام اختیارمو بردارم.نمیتونید که.
پس برای خود اختیارهم اختیار نداریم.
ثانیا انسان در موضوعات تکوینی هم اختیار ندارد.مثلا شما میتونید بگید فلان جا باشه یا نباشه؟یا خودتون باشید یا نباشید؟ نه .
پس در موضوعات تکوینی هم اختیار نداریم.
پس میمونه یک سری موضوعات تشریعی.که فلان کار رو انجام بدم یا ندم.

ایه 36 سوره احزاب بیان میکند که:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يكُونَ لَهُمُ الْخِيرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
هيچ مرد و زن با ايماني حق ندارد هنگامي که خدا و پيامبرش امري را لازم بدانند، اختياري (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛

یعنی اینکه درسته گفتیم میتونی اختیار داشته باشی اما نه به این معنی که بگی چه کار خوب کنم چه کار بد میرم بهشت.
نخیر.اختیار داری ولی جهنمش میره جهنم بهشتش هم میره بهشت.
شما باید طبق دستورات دین عمل کنی.
این به این معنی نیست که ما بگیم اگه عبادت انجام بدم یا ندم مختارم.
نخیر عبادت انجام بدی کمالتثابت میشه به کمال میرسی انجام ندی هیچی ازت نمیمونه.
حالا ممکنه بگید با این اوصاف خدا انسانو در رسیدن به کمال مجبور کرده!!
یعنی اختیار که نداریم. در انتخاب راه هم مجبور هستیم ؟
نخیر اینطور نیست. یک راه بیشتر نیست. یک صراط مستقیم.
مثل یک اتوبان یک طرفه است.که نه دور برگردون داره نه پل زیر گذر نه روگذر.
یک راه بیشتر نیست.خواستی برو خواستی نرو. که نرفتنش ضرر فقط برای خودمون هست.
پیامبران هم میفرمایند که ما فقط منذریم.

برای اینکه بیشتر متوجه بشید این نکته رو بگم که :
بعضی میگویند که خدا در سوره بقره میفرماید که:
لا اکراه فی الدین
بعضی تفسیر میکنند که نباید انسان ها رو در دین مجبور کرد.دین که اجبار نیست.
ولی حضرت علامه در تفسیر این ایه خیلی جالب بیان کردند که:
بنا نیست اجباری اتفاق بیفتد.
یک راه بیشتر نیست.خواستی برو خواستی نرو.زور نیست که.
میخوای وایستا که در اینصورت اصلا نمیرسی میخوای برو.راه دیگر نداره ک.
...
فدایی نوشت:
به نظرم مفهوم اختیار رو یکم بد متوجه شدیم.
اختیار داشتن درهمه ی امور نیست.

 

818

کاربر با تجربه
"کاربر *ویژه*"
این رو که میخوام بیان کنم بحث جالبیه

تا حال فکر کردین؟

آیا تمام اموری که انجام میدیم رو خدا اراده کرده؟ ، اگه نه پس چرا اعتقاد داریم اراده خدا بالا تر از همه هست؟ اگه آره پس اختیارمون چی میشه؟

اونیکه همسرمون میشه ، واقعا از قبل نوشته شده؟ اونیکه بهش نمیرسم میگن تقدیرت بوده !!!
گفتین آیا تمام اموری که ما انجام میدیم رو خدا اراده کرده!
یقینا نه
چون اگر چنین اعتقادی باشه نعوذ بالله خدا ظالم هست
چون یکی عمل خوب انجام میده یکی بد
یکی میره بهشت یکی جهنم
یکی میشه امام حسین(ع) یکی میشه شمر
اگر همه چیز به اراده خدا باشه پس ظلم آشکار هست که چرا یکی خوب شده یکی بد که اخرش یکی بره بهشت یکی جهنم.

و اما پرسیدین اراده خدا بالاتر از همه اراده هاست؟
یقینا آره
ولی این دلیل نمیشه چون اراده خدا ما فوق تمام اراده هاست بخواد همیشه این اراده غالب باشه
ولی در بعضی موارد خدا به عینه نشون داده که اگر تمام بشر هم بخوان کاری بکنن ولی تا وقتی خدا نخواد نمیشه ، مثل ماجرای گلستان شدن آتش بر حضرت ابراهیم و ...

و بهشت و جهنم و عذاب و پاداش وقتی معنا پیدا میکنه که اختیاری باشه
البته اختیاری که با نیروهای هست که خدا به ما داده
که حالا ما توی راه خیر ازش استفاده کنیم یا شر
همینه معنای روایت که فرمودند نه جبر هست و نه تفویض بلکه امر بین امرین

و اینکه هرچی تو زندگی میشه ربط بدیم که خدا نخواست و یا خدا خواست بنده به شخصه طبق چیزایی که از دین یاد گرفتم قبول ندارم
چون خدا عقل داده
دستور به مشورت داده
گفته هم راه هست هم چاه
و اگر یه مسیری رو درست طی نکردیم و به مشکل برخورد بگیم خدا چنین خواست درست نیست
 

818

کاربر با تجربه
"کاربر *ویژه*"
سلام.

لطفا بیشتر در مورد قضا و در توضیح بدید.


ممنون.
در مورد قضا و قدر بنده بهترین و خلاصه ترین توضیح رو از مقام معظم رهبری شنیدم
به قول حضرت آقا قضا و قدر رو با مثالی توضیح دادن
شما تصور کنین توی جاده دارین میرین میرسین به جایی که چندتا راه میشه و تابلو زدن که یکی میره مشهد یکی تهران یکی اصفهان
هر کدوم از این جاده ها مثل قضا هست و قدر وقتی هست که مثلا وقتی شما به سمتی میرین که تابلو زده مشهد
وقتی قدم به این جاده میذارین میرسین به مشهد نه تهران و نه اصفهان
به این میگن قدر
پس جاده و مسیری که پیش روی ما هست میشه قضا که همون راه ها و انتخاب هایی که تو مسیر زندگی جلوی ما هست و قدر هم همون چیزی که اخر هر مسیری هست
مثل کسی سیگار میکشه، ثمره کشیدن سیگار میشه اعتیاد نه نیرومندی
این یعنی قدر
 
بالا