از بچگی خودتون برامون بگین...

شروع موضوع توسط گمنام ‏07/01/2013 در انجمن تاپیک های دنباله دار

  1.  
    *مریم*

    *مریم* کاربر ویژه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏04/01/2013
    ارسال ها:
    5,685
    تشکر شده:
    28,127
    تشکر کرده:
    14,808
    امتیاز:
    168
    شغل :
    جهاد در خانه
    محل سکونت:
    شهری در قلب کویر

    تحصیلات:
    دیپلم
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    تو هر جای جهان باشی پناه آخرت اینجاست..
    یه دفعه هم همون حولو حوش سن 6یا 7سالگی بودم که بابام چند تا گلدون بزرگ سرامیکی خریده بودن(گلدونای سفید)یادتون هست که؟!
    با خواهر بزرگم قرار شد مسابقه بذاریم هر کی تونست زودتر این گلدونو ببره اون ور حال برنده هست خواهرکوچیکم که دوسال از من کوچکتر بودهم تو خونه بود وخواب بودمسابقه شروع شد منو خواهرم گلدونا رو برداشتیم که مسابقه بذاریم این گلدونا به قدری بزرگ بود که شاید خودم باهاش هم قد بودم چشمتون روز بد نبینه خواهرم تا نصفه نرسیده بود که گلدون از دستش افتادو شکست
    :X_X:وای حالا چیکار کنیم دنبال راه چاره بودیم که یه دفعه به ذهنمون رسید بندازیم گردن اون خواهر گوچیکه که خواب بود
    بیچاره همچین کتکی خورد از دست بابام به خاطر شکستن گلدونی که مقصر نبود!:p
     
    ناجی دلها, زهرا, montazer و 11 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2.  
    ARKA

    ARKA مدیر انجمن صندلی داغ "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏16/12/2012
    ارسال ها:
    2,194
    تشکر شده:
    11,829
    تشکر کرده:
    7,201
    امتیاز:
    168
    شغل :
    حسابداربازنشسته:|
    محل سکونت:
    تو دل آدما

    تحصیلات:
    کارشناسی ارشد
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    بیا گناه کنیم،جایی که خدا نباشد!!!
    من خیلی بچه گلی بودم:">ساکت و آروم:">مث الان:|:">

    مامان تعریف میکنه یه بار میره بیرون منم اون زمان تازه سینه خیز به اطرافم هجوم میبردم:|

    بعدش منم میرم پشت در:D

    چشمتون روز بد نبینه:nervose:مامان در اروم وا میکنه ولی من پشت در بودم و انگشت میره زیره در:|

    پوست میشه ولی من صدام در نمیاد:|از بس مامانمو دوس داشتم:x:D:">

    بچگی اروم و ساکت من زبانزد خانواده امه=)):D

    آرزو هم شاهده:">:D


     
    ناجی دلها, *داش مری*, زهرا و 11 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  3.  
    *مریم*

    *مریم* کاربر ویژه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏04/01/2013
    ارسال ها:
    5,685
    تشکر شده:
    28,127
    تشکر کرده:
    14,808
    امتیاز:
    168
    شغل :
    جهاد در خانه
    محل سکونت:
    شهری در قلب کویر

    تحصیلات:
    دیپلم
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    تو هر جای جهان باشی پناه آخرت اینجاست..
    خوش به حالت آرکا ما که از بچگی جز اشرار بودیم=))
     
    ناجی دلها, *داش مری*, ARKA و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  4.  
    ARKA

    ARKA مدیر انجمن صندلی داغ "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏16/12/2012
    ارسال ها:
    2,194
    تشکر شده:
    11,829
    تشکر کرده:
    7,201
    امتیاز:
    168
    شغل :
    حسابداربازنشسته:|
    محل سکونت:
    تو دل آدما

    تحصیلات:
    کارشناسی ارشد
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    بیا گناه کنیم،جایی که خدا نباشد!!!
    :">فدات شم.

    البته با پیشرفت زمان اوضاع یه کم تغییر کرد:|:D
     
    ناجی دلها, *داش مری*, *مریم* و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  5.  
    *ArEzOo*

    *ArEzOo* داره دوست میشه "منجی دوازدهمی"

    تاریخ عضویت:
    ‏12/09/2013
    ارسال ها:
    454
    تشکر شده:
    1,903
    تشکر کرده:
    1,073
    امتیاز:
    148
    محل سکونت:
    -_- دنیا _-_

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    بجای پاک کردن اشکهایت آنهایی را که باعث گریه ات شده اند را پاک کن.

    من ساکت و آرام بودن آرکا رو به شدت تکذیب میکنم
    :68:.

    یه بار وقتی بچه بودم و توی گهواره گذاشته بودنم،آرکا میاد گهواره رو هل میده.چشمتون روز بد نیافته این آرکا انقد منو محکم هل میده که کلا گهواره برمیگرده.
    :(منم پخش زمین میشم:|.

    اون وقت همه میگن تو بچگی آروم بوده
    /:).من نمیدونم این چه جور آرومیه:-w/:).

    در عوض خودم تو بچگی انقد شر و شلوغ بودم که نگوووووووووووووو
    :D.ولی با تمام شر بودنم چقد توی بچگی از آرکا ضربه خوردم:)):|.
     
    ناجی دلها, *داش مری*, زهرا و 11 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  6.  
    ARKA

    ARKA مدیر انجمن صندلی داغ "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏16/12/2012
    ارسال ها:
    2,194
    تشکر شده:
    11,829
    تشکر کرده:
    7,201
    امتیاز:
    168
    شغل :
    حسابداربازنشسته:|
    محل سکونت:
    تو دل آدما

    تحصیلات:
    کارشناسی ارشد
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    بیا گناه کنیم،جایی که خدا نباشد!!!
    /:)اون اتفاق ناخواسته بود[​IMG]

    دلیل داشتم...:|پولم گم شده بود حواسم دنبال اون بود تورو همونجور هل میدادم یهو از اونور لول پرت شدی بیرون[​IMG] [​IMG]

    یادمه بعدش رفتم با یه مرغ درد دل میکردم:|اخه بخاطر تو منو دعوا کردن:|:nervose:
    [​IMG]

     
    ناجی دلها, *داش مری*, زهرا و 7 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  7.  
    *ArEzOo*

    *ArEzOo* داره دوست میشه "منجی دوازدهمی"

    تاریخ عضویت:
    ‏12/09/2013
    ارسال ها:
    454
    تشکر شده:
    1,903
    تشکر کرده:
    1,073
    امتیاز:
    148
    محل سکونت:
    -_- دنیا _-_

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    بجای پاک کردن اشکهایت آنهایی را که باعث گریه ات شده اند را پاک کن.

    یعنی من انقد مهم بودم:(:h11:.
    اصن از شدت محبتی که آرکا نسبت به من داشته دارم بی نهایت خجالت میکشم.
    :">:D
     
    ضحا, ناجی دلها, *داش مری* و 7 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  8.  
    ARKA

    ARKA مدیر انجمن صندلی داغ "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏16/12/2012
    ارسال ها:
    2,194
    تشکر شده:
    11,829
    تشکر کرده:
    7,201
    امتیاز:
    168
    شغل :
    حسابداربازنشسته:|
    محل سکونت:
    تو دل آدما

    تحصیلات:
    کارشناسی ارشد
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    بیا گناه کنیم،جایی که خدا نباشد!!!

    :| بقیه خاطرات رو نگی آبروم دیگ میره.....:D

     
    ضحا, ناجی دلها, *داش مری* و 7 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  9.  
    الهه آسمانی

    الهه آسمانی بی وفــا

    تاریخ عضویت:
    ‏16/09/2013
    ارسال ها:
    85
    تشکر شده:
    515
    تشکر کرده:
    0
    امتیاز:
    0
    شغل :
    شما بگین...
    محل سکونت:
    ایران

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    من از تبار رستمم ...
    [​IMG]
    بچه که بودیم میگفتن:

    اگه جلو سوسمار بخندی دندونات میریزه...

    ماهم نمی خندیدیم... تا اینکه برامون عادت شد!!


    [​IMG]

    میگفتن: هرکسو میخوای بزنی بزن ولی گربه رو نزن.. گناه داره!!

    خدا گربه رو دوس داره...

    میگفتیم: چرا مارو دوس نداره؟!؟!؟به گربه یه چیزی نمیگه؟!؟!؟

    میگفتن: شمارو هم دوس داره ولی دستات زگیل میزنه...


    [​IMG]

    خدایا چیکار کنم؟؟؟



     
    ARKA, گمنام, ضحا و 13 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  10.  
    ناجی دلها

    ناجی دلها معاون مدیریت کادر مدیریت "معاونت مدیران"

    تاریخ عضویت:
    ‏26/07/2012
    ارسال ها:
    12,305
    تشکر شده:
    46,880
    تشکر کرده:
    25,750
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    بوشهر

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    سلام
    من اینقد بچگی خوب و آروم بودم کل فامیل زبانزد بودم =d>:p
    یشترین چیزی که از بچگی یادم میاد قصه هایی بود که برا بچه ها تعریف میکردم و خواب های ستاره ای :D
    بعد یادمه میگفتن بیا دوباره برامون خوابهای ستاره ایت رو تعریف کن
    منم تعریف میکردم که رفتم تو آسمون یه دونه ستاره برداشتم بعد یکی از گوشه هاشو چیدم انداختم تو چایی:D
    چاییمو باهاش شیرین کردم و خوردم اینقد مزه داد خیلی چاییش شیرین وستاره ای شد :p
    اونا هم کلی حسرت میخوردن که چرا ما از این خوابا نمیبینیم
    :D
     
    گمنام, ضحا, *داش مری* و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
موضوع های مشابه: از بچگی
انجمن عنوان تاریخ
تاپیک های دنباله دار ♦✿♦ خاطرات نوروزی منجی دوازدهمی ها ♦✿♦ ‏22/03/2018
تاپیک های دنباله دار بازی کلمه ‏19/12/2015
تاپیک های دنباله دار گذری دیداری از گوشه کنار زندگیمون ‏21/06/2015
تاپیک های دنباله دار برای اصلاح رفتارازچه روش وراه کاری استفاده کنیم؟؟؟ ‏05/09/2014
تاپیک های دنباله دار تا حالا شده عهد ببندین خودتونو با وجود هر شرایط و اتفاقی از خدا دور نکنید؟؟ ‏04/09/2014

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.