داستان پيرمرد با امام باقر عليه السلام‏

شروع موضوع توسط montazer ‏29/08/2017 در انجمن امام باقر علیه السلام

  1.  
    montazer

    montazer ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    تاریخ عضویت:
    ‏03/07/2012
    ارسال ها:
    4,045
    تشکر شده:
    27,653
    تشکر کرده:
    21,490
    امتیاز:
    168
    شغل :
    در محضر استاد
    محل سکونت:
    ایران اسلامی

    تحصیلات:
    حوزوی
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    آقا پسر
    پیام کاربری:
    امام مهدی ( عجل الله تعالي فرجه ) میفرمایند :برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید .چرا که آن فرج شماست.
    حكم بن عتيبة گويد: روزى در محضر امام باقر عليه السّلام نشسته بوديم و اطاق نيز مملو از جمعيت بود كه بناگاه پيرمردى كه تكيه بر عصاى بلندى كرده بود وارد شد و دم در ايستاد و گفت:
    سلام و رحمت خدا و بركاتش بر تو باد اى فرزند رسول خدا، و پس از آن ساكت شد، امام باقر جواب سلام او را داده فرمود: و عليك السّلام و رحمة اللَّه و بركاته. پيرمرد رو به حاضرين اطاق كرده و بآنها نيز سلام كرد و هم چنان ايستاد تا همگى جواب سلامش را دادند، آنگاه روى خود را بامام باقر عليه السّلام كرده گفت:



    اى فرزند رسول خدا مرا نزديك خود بنشان كه بخدا سوگند من شما را دوست دارم و دوستدار شما را نيز دوست دارم، و بخدا سوگند دوستيم بشما و دوست داشتن دوستدارانتان نه بخاطر طمع‏ دنيائى است، و بخدا من دشمن دارم دشمن شما را و از او بيزارم و بخدا اين دشمنى داشتن و بيزارى من از او نه بخاطر (پدر كشتگى و) خونى است كه ميان من او برقرار باشد، بخدا سوگند من حلال شما را حلال دانم و حرامتان را حرام شمارم و چشم بفرمان شما دارم قربانت گردم آيا (با اين ترتيب) در باره من اميد (سعادت و نجات) دارى؟

    امام باقر فرمود: پيش بيا، پيش بيا، تا او را پهلوى خود نشانيد و سپس باو فرمود:اى پيرمرد همانا مردى بنزد پدرم على بن الحسين عليهما السّلام شرفياب شد و اين پرسشى كه تو از من كردى او از پدرم كرد، و پدرم باو فرمود:

    اگر (با اين حال) بميرى به رسول خدا (ص) و على و حسن و حسين و على بن الحسين وارد شوى و دلت خنك شود و قلبت آرام گيرد و ديده‏ات روشن گردد و با فرشتگان نويسنده گرامى با روح و ريحان از تو استقبال شود، و اين در وقتى است كه جان باينجاى تو رسد- و با دست بگلويش اشاره فرمود- و اگر زنده بمانى آنچه را موجب چشم روشنيت هست ببينى و در بالاترين درجات بهشت با ما خواهى بود.
    پيرمرد گفت: چه فرمودى اى ابا جعفر؟
    امام عليه السّلام همان سخنان را براى او تكرار كرد.

    پيرمرد گفت: اللَّه اكبر! اى ابا جعفر اگر بميرم به رسول خدا (ص) و على و حسن و حسين و على ابن الحسين عليهم السّلام درآيم و ديده‏ام روشن گردد، و دلم خنك شود، و قلبم آرام گيرد، و با فرشتگان نويسنده گرامى بروح و ريحان استقبال شوم، هنگامى كه جانم باينجا رسد! و اگر زنده بمانم ببينم آنچه را ديده‏ام بدان روشن گردد، و با شما باشم در بالاترين درجات بهشت؟

    اين جملات را گفت و صداى گريه‏اش بلند و هاى، هاى، شروع كرد بگريه كردن تا اينكه‏ روى زمين افتاد، و حاضران در اطاق نيز كه آن حال را از پيرمرد ديدند شروع كردند بگريه و زارى امام باقر عليه السّلام (كه چنان ديد) با انگشت خود شروع كرد بپاك كردن قطرات اشگ از گوشه‏ هاى چشم آن پيرمرد.
    پيرمرد سر بلند كرد و بحضرت عرض كرد: دستت را بمن بده قربانت گردم، حضرت دستش را به پيرمرد داد، و او دست آن حضرت را ميبوسيد و بر ديده و رخ خود ميگذارد سپس شكم و سينه خود را گشود و دست بر شكم و سينه‏اش گذارده برخاست، و خداحافظى كرده براه افتاد، امام باقر عليه السّلام نگاهى به پشت سر آن پيرمرد كرد، و رو بحاضرين كرده فرمود:

    مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا فَقَالَ الْحَكَمُ بْنُ عُتَيْبَةَ لَمْ أَرَ مَأْتَماً قَطُّ يُشْبِهُ ذَلِكَ الْمَجْلِسَ.
    هر كه ميخواهد مردى از اهل بهشت را ببيند باين مرد بنگرد.
    حكم بن عتيبة گويد: من مجلس ماتم و عزائى مثل آن روز نديدم.[1]


    [HR][/HR][1] الروضة من الكافي / ترجمه رسولى محلاتى ؛ ج‏1 ؛ ص108 الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏8 ؛ ص76
     
    بابک, ناجی دلها, گمنام و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2.  
    boshiant

    boshiant کاربر تازه وارد "منجی دوازدهمی"

    تاریخ عضویت:
    ‏17/04/2020
    ارسال ها:
    28
    تشکر شده:
    7
    تشکر کرده:
    0
    امتیاز:
    1
    محل سکونت:
    iran

    تحصیلات:
    دانشجوی دکتری
    نحوه آشنایی با انجمن:
    موتور جستجو
    جنسیت:
    آقا پسر
    پیام کاربری:
    حسین، تنها راه نجات بشریت
موضوع های مشابه: داستان پيرمرد
انجمن عنوان تاریخ
امام باقر علیه السلام ***داستان کوتاه وخواندنی از امام باقر -علیه السلام- ‏01/05/2014
امام باقر علیه السلام —(•·÷[ داستانهایی کوتاه از زندگانی امام باقرعلیه السلام ]÷·•)— ‏13/10/2013
امام باقر علیه السلام نجات نسل دو پرنده و تسليم نخل خشكيده"داستان امام محمد باقر (ع)" ‏12/10/2013
امام باقر علیه السلام داستان جالب مسابقه تيراندازى امام باقر (ع) ‏18/05/2013

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.