✿ امان از فــراق یــار (شرح دعای فـــرج) ✿

شروع موضوع توسط گمنام ‏07/11/2014 در انجمن مهدویت

  1.  
    گمنام

    گمنام ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    برترین ارسال کننده مـاه

    تاریخ عضویت:
    ‏24/07/2012
    ارسال ها:
    7,722
    تشکر شده:
    41,727
    تشکر کرده:
    13,878
    امتیاز:
    168

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی/ سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

    یا محمد یا علی؛ یا علی یا محمد

    مثل صلوات که می گوئیم صل علی محمد و آل محمد. (یا محمد)، ابتدا خود پیامبر اکرم (ص) مخاطب است بعد آل محمد هم خلاصه شده است در "علیعلیه السلام".

    سپس تکرار می کنیم یا علی یا محمد اینجا درست است که در ظاهر حالت تکرار دارد اما چون این دو اسم نسبت به هم تقدم و تاخر دارند و در دو حالت بیان شده اند پس با هم فرق دارند یکبار از مرحله بالا شروع کرده می گوئیم یا محمد یا علی یعنی مقام و مرتبه پیامبر حضرت محمد(ص) بالاتر از حضرت علی علیه السلام است یک بار هم از پائین به بالا را در نظر می گیریم. (یا علی یا محمد): به هرحال انسان از کسی که نزدیک است از آن باید شروع بکند این یکی از اسرار تکرارش است اما غیر از این، سرّ دیگری هم دارد که خیلی لطیف تر و ظریف تر است در «یا محمد یا علی»، یا محمد اشاره است به شریعت پیامبر اکرم(ص) و یا علی اشاره است به طریقت امیرالمومنینعلیه السلام. بعد دوباره که می گوید یاعلی اشاره به عمل به طریقت امیرالمومنین علیه السلام دارد و یا محمد منظور رسیدن به حقیقت شریعت محمدی(ص) است.

    مرحله اول؛ عمل به شریعت و عمل به طریقت

    مرحله دوم؛ عمل به طریقت و در سایه آن رسیدن به حقیقت شریعت

    یعنی شریعت یک حقیقتی دارد که ما نمی دانیم این حقیقتش چیست. به عنوان مثال "سبحان الله" که می گوییم متوجه نمی شویم که حقیقت این تسبیح چیست. در قرآن که اشاره دارد: "مرغان هوا وکوه با داود هم آواز بودند"، حقیقت تسبیح است "یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض" . انسان بواسطه طریقت به حقیقت شریعت می رسد و آن وقت می فهمد که هم آوایی با هستی چیست؟

    [​IMG]

     
    زهرا از این پست تشکر کرده است.
  2.  
    گمنام

    گمنام ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    برترین ارسال کننده مـاه

    تاریخ عضویت:
    ‏24/07/2012
    ارسال ها:
    7,722
    تشکر شده:
    41,727
    تشکر کرده:
    13,878
    امتیاز:
    168

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی/ سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

    مرحله اول: عمل به شریعت

    انسان در مرحله اول باید به شریعت عمل کند. عمل به واجبات و ترک محرمات به علاوه قسمتی از مستحبات هم جزء شریعت به حساب می آید. مثل قنوت در نماز.


    مرحله دوم :عمل به طریقت

    در احادیث قدسی و نیز حدیث معراج نکات بسیار ریزی هست که طریقت هستند یعنی عمل به این گونه مستحبات را می شود طریقت گفت. انسان باید در شریعت ثابت قدم باشد بعد قدم به طریقت بگذارد. اگر استمرار در طریقت داشته باشد به برکت این عملکردهای مستمرش حقیقت شریعت را درک می کند.

    طریقت، یعنی راه. راه رسیدن به حقیقت آن شریعت. مثلا اگر حقیقت را یک فضایی در نظر بگیریم، شریعت چهار چوب و اصول اولیه جهت دست یابی به آن حقیقت است. با این توصیف طریقت هم میشود مسیر و راه رسیدن به آن حقیقت، و این سه در امتداد هم اند.

    بعنوان مثال نماز که یک فریضه است و برای خودش حقیقتی دارد که خیلی هم ارزشمند و متعالی است اما ما متوجه نمی شویم. اگر با عمل به طریقت به مرحله ای برسیم که بفهمیم حقیقت نماز چیست، آنوقت متوجه می شویم که همه چیز عبودیت در نماز خلاصه شده است، و ارزش نماز اول وقت چه اندازه هست، آنوقت معلوم می شود که به تاخیر انداختن نماز چقدر می تواند تاثیر منفی در نفس انسان داشته باشد.


    اکفیانی فانکما کافیان...

    شما دو بزرگوار ما را کفایت کنید چون یکی شریعت را آورده است و دیگری طریقت آن شریعت را برای ما باز کرده است. پس ما دیگر به شریعت و طریقت دیگران نیاز نداریم.


    ره ترکستان!
    متاسفانه بعضی ها می گویند؛ "ما را طریقت بس است" این ها به شریعت عمل نکرده و می گویند ما فقط به طریقت عمل می کنیم حالا کار و راه کج صوفیان که مشخص و روشن است، اما بعضی از غیرصوفیها را می بینی که بعضی حرکات و اعمالی را انجام می دهند که در هیچ کجای شریعت اسلامی ما وارد نشده است. مثلا می بینی بعضی از مردها ناخن ها را دراز کرده اند. یا می بینی به سر و وضع ظاهری شان هم نمی رسند و همینطور ژولیده و.... . وقتی پرسیده شود چرا به سر و وضع خودتان نمی رسید می گویند: وقتش را نداریم!



    [​IMG]


     
    راز از این پست تشکر کرده است.
  3.  
    گمنام

    گمنام ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    برترین ارسال کننده مـاه

    تاریخ عضویت:
    ‏24/07/2012
    ارسال ها:
    7,722
    تشکر شده:
    41,727
    تشکر کرده:
    13,878
    امتیاز:
    168

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی/ سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی
    وانصرانی فانکما ناصران...

    مرا یاری کنید چرا که یاری دهندگان شما هستید و غیر از شما نصرت دهنده ای برای ما نیست و نصرت شما برای ما کافیست چون نصرت شما نصرت حق است. (اذا جاء نصرالله والفتح)

    یا مولانا یا صاحب الزمان...

    در این قسمت دعا، طرف خطاب عوض می شود. مشخصا می گوید یا مولانا، یعنی کاملا مشخص است که مولای من بعنوان وصی پیامبر(ص) و حجت الهی که الان حضور دارند، حضرت صاحب الزمان (عج) است. یا مولانا یعنی اعتقاد به اینکه مولای من اوست مولا یعنی کسی که عمل به راه و روش او حتمی و لازم است و ولایتش بر من ثابت است و قبول کرده ام.

    زمان در دست کیست؟

    یعنی، ولی زمان و حجت زمان ما الان حضرت بقیه الله است، و در عمق معنا: یا صاحب الزمان یعنی او صاحب زمان است. یعنی "زمان در دست توست و تو صاحب زمان هستی" تو فراتر از زمانی البته در دعاها یک نکته ای هم هست که مثلا در زیارت امام حسن عسگریعلیه السلام می فرماید: "محقق زماننا" یعنی کجاست آنکسی که زمان ما را تحقق بخشد. پس معلوم می شود که زمان قبل از ظهور با زمان بعد ظهور تفاوت هایی دارد و حتی اینکه در بعضی روایات تعداد سال حکومت آن حضرت را در چند بیان متفاوت می بینیم، به خاطر همین موضوع است. در برخی روایات برابر 7 سال و در بعضی برابر 9 سال و یا حتی در بعضی روایات زمان حکومت حضرت را از آدم تا خاتم بیان کرده اند.

    [​IMG]
     
  4.  
    گمنام

    گمنام ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    برترین ارسال کننده مـاه

    تاریخ عضویت:
    ‏24/07/2012
    ارسال ها:
    7,722
    تشکر شده:
    41,727
    تشکر کرده:
    13,878
    امتیاز:
    168

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی/ سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

    الغوث، الغوث، الغوث

    (مقام غوث)

    غوث یک لفظی است که انسان در موقع خطر و اضطرار از آن استفاده می کند، مثل کلید آژیر که در موقع خطر از آن استفاده می شود غوث از نظر لفظی یعنی من در آن نهایت اضطرارم و به فریاد رسی نیاز دارم و سه بار هم پشت سر هم تکرار می کنم، اما غیر از این تعبیر یک معنی دقیق تر هم دارد غوث یک مقامی است یا به عبارت بهتر یک مکانی است. مثلا موقع نیاز و خطر با یک کسی ارتباط تلفنی پیدا کرده و از ایشان استمداد می طلبیم و ایشان نشان یک مکانی را داده و می گوید فلان ساعت آنجا باش تا من نجاتت بدهم و کمکت کنم. در هنگام فریاد: الغوث، الغوث، الغوث یعنی من آمده ام و در آن موقعیت حضور دارم باید به یک چنین حالت و مقامی برسیم و با تمام وجود احساس نیاز پیدا بکنیم به فرج و به نور.

    ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی

    یعنی مرا درک کن یعنی مرا در آن موقعیتی که هستم، آن فشاری که من می کشم، درک کن و به همه آن عالم ها برسان. البته آنها ما را درک می کنند ولی این گفتن و به زبان آوردن تاثیر دارد. ما در وایات داریم که می فرماید: وقتی که دعا می کنید آن را به زبان بیاورید. این خیلی تاثیر دارد و اگر دعا نشود به این دلیل که خدا از قلبم آگاه است این صحیح نیست.

    الساعه الساعه الساعه

    چون شوق حاصل شده است جهت وصول به خدا و ترک فراق تعجیل میکنیم.


    [​IMG]

     
  5.  
    گمنام

    گمنام ناظر کل کادر مدیریت "ناظر کل"

    برترین ارسال کننده مـاه

    تاریخ عضویت:
    ‏24/07/2012
    ارسال ها:
    7,722
    تشکر شده:
    41,727
    تشکر کرده:
    13,878
    امتیاز:
    168

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی/ سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی
    العجل العجل العجل...

    در قسمت اول دعا خطاب به خدا گفتیم "عاجلا" اما الان به خود حضرت بقیه الله(عج) می گوئیم. اگر جواب مثبت است در تحقق آن از حضرت طلب عجله می کنیم و می خواهیم که مستعجلا آرزویمان محقق شود ممکن است موافقت شده باشد و دعایمان مستجاب شده باشد اما وقتی می گوئیم العجل یعنی تعجیل کن که ما همین الان به فرج برسیم و به تاخیر نیفتد.

    یا ارحم الراحمین

    باز در آخر خدا را قسم می دهیم به حق محمد و آل طاهرین اش. امیدواریم وقتی که دعای فرج می خوانیم به این معانی هم توجه داشته باشیم تا در ما یک شوقی ایجاد بشود برای رسیدن و دیدن آن عالم و آن باطن عالم و باطن طبیعت تا بتوانیم به آرمش نسبی برسیم که فرج واقعی آن است.


    -------
    دکتر فتحی، استاد حوزه و دانشگاه

    [​IMG]
     
    قبیله منتظر و منتظر آقا از این پست تشکر کرده اند.

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.