شبهه حکمت عزاداری برای معصومین

شروع موضوع توسط مفردمذکرغائب ‏22/10/2014 در انجمن شبهات

  1.  
    مفردمذکرغائب

    مفردمذکرغائب کاربر فعال "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏05/07/2012
    ارسال ها:
    1,140
    تشکر شده:
    10,180
    تشکر کرده:
    2,910
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    یه گوشه از زمین خدا را اشغال کرده ام !!

    تحصیلات:
    حوزوی
    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    آقا پسر
    پیام کاربری:
    بیایید میانه رو باشیم !!!
    چرا باید برای معصومین عزاداری کنیم ؟
    عزاداری برای معصومین علیهم‌الصلوة و السلام، که از بهترین عبادات است، یک یا دو حکمت ندارد. بلکه مانند سایر اعمال صالح، خیر و عبادات از حکمت‌ها و آثار فردی و اجتماعی بسیاری برخوردار است که ذیلاً فقط به برخی از اهمّ آنها اشاره می‌گردد:
    الف – از حکمت‌ها و آثار خیر دنیوی و اخروی عزاداری برای معصومین علیه السلام، تجلی و ظهور معرفت و محبت و معین نمودن جهت «خط» و تداوم اتصال است.
    هر محبّی از فقدان، رحلت یا دوری محبوب خود [اگر چه انسان نباشد و حتی کالا باشد) به رنج و محنت فرو رفته و اندوهگین می‌گردد، چه رسد به این که محبوب او، راهنما، امام، هادی و الگوی او باشد.
    از طرف دیگر، انسان از آن جهت که ذاتاً فقیر و فانی است، هویت و بقایش به تناسب آن شخص یا چیزی است که او را هدف و محبوب قرار داده و به او متصل می‌گردد. مانند یک قطره‌ی آب که اگر به لجن‌زار و باتلاق پیوست، خودش هم لنجزار و باتلاق می‌گردد و اگر به رودخانه و دریا پیوست، خودش هم رود و دریا می‌گردد. «قطره تا با دریاست، دریاست – ورنه قطره قطره و دریا دریاست». لذا خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: با دشمنان خدا و منافقین هم نشین و هم صحبت نگردید، وگرنه خودتان نیز از آنانید:
    «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في‏ حَديثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقينَ وَ الْكافِرينَ في‏ جَهَنَّمَ جَميعاً» (النساء، 140)
    ترجمه: اين معنا را بر شما نازل كرد كه هر گاه شنيديد به آيات خدا كفر ورزيده مى‏شود و به آن استهزاء مى‏كنند با آنان منشينيد تا به سخنى ديگر بپردازند و گر نه شما نيز مثل آنها خواهيد بود و بدانيد كه خدا كافران و منافقان را در جهنم فراهم خواهد آورد.
    پس، مهم است که انسان با چه کسانی هم هدف، هم پیمان، هم سنگر، همراه، هم درد و ... می‌باشد. با کدام شادی شاد و با کدام غم مغموم می‌گردد؟ هر حادثه‌ای برای عده‌ای شیرین و برای عده‌ای تلخ است، بسیاری را شاد و بسیاری را مغموم می‌سازد. به عنوان مثال حادثه‌ی عاشورا، بنی‌امیه و هم هدفان آنان را تا قیام قیامت شاد می‌کند « اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ» و پیروان اباعبدالله الحسین علیه السلام را تا قیام قیامت مغموم و مصیب‌زده می‌گرداند«لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ ...» و شاد بودن با شادی اهل عصمت علیه السلام و اندوهناک بودن با اندوه آنان، هم هدفی، هم‌راهی و اتصال با آنان را تداوم می‌بخشد.
    ب – و اما عزاداری برای اهل عصمت علیه السلام از منظر اجتماعی و نیز حیات و سرنوشت اعتقادی و سیاسی مسلمین نیز دارای حکمت‌ها و آثار بسیاری مانند: حفظ و انتقال واقعیت‌های تاریخی، حفظ و بسط شعایر، اتحاد معنوی، بیداری و ایجاد حرکت علیه ظلم و نفاق و استبداد و ... دارد که برای شرح آن فقط به گذر چند جمله از بیانات حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنه‌ای، به عنوان عالم، مجتهد، مرجع ... و رهبر یک حرکت اعتقادی - سیاسی مهم در تاریخ بشریت بسنده می‌گردد:
    رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره):
    ب/1: آنها (رژیم سلطنت رضا خان و پسرش و دشمنان اسلام) فهمیده بودند ... از این مجالس عزاداری یک کاری می‏آید که نمی‏گذارد اینها کارشان را انجام بدهند.
    وقتی یک ملت در ماه محرم، سرتاسر یک مملکت، یک مطلب را می‏گویند، شما انگیزه این گریه و این اجتماع در مجالس روضه را خیال نکنید که فقط این است که ما گریه کنیم برای سیدالشهدا. نه سیدالشهدا احتیاج به این گریه‏ها دارد و نه این گریه‏ها خودش ـ فی نفسه ـ کاری از آن می‏آید، لکن این مجلسها مردم را همچو مجتمع می‏کنند و یک وجهه می‏دهند، سی میلیون، سی و پنج میلیون جمعیت در دو ماه محرّم و خصوصاً دهۀ عاشورا، یک وجهه، طرف یک راه می‏روند. اینها را در این ماه محرّم، خطبا و علما در سرتاسر کشور می‏توانند بسیج کنند برای یک مسئله. این جنبۀ سیاسی این مجالس بالاتر از همۀ جنبه‏های دیگری که هست. بی‏خود بعضی از ائمۀ ما نمی‏فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانند. بی‏خود نمی‏گویند ائمۀ ما به اینکه هر کس که بگرید، بگریاند یا صورت گریه، گریه کردن به خودش[بگیرد]اجرش فلان فلان است. مسئله، مسئلۀ گریه نیست. مسئله، مسئلۀ تباکی نیست. مسئله، مسئلۀ سیاسی است که ائمۀ ما با همان دید الهی که داشتند، می‏خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند از راههای مختلف. اینها را یکپارچه کنند تا آسیب‏پذیر نباشند.
    ب/2: این را باید همۀ گویندگان توجه بکنند، و ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سیدالشهدا ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ نبود، امروز هم مانمی‏توانستیم پیروز بشویم. تمام این وحدت کلمه‏ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.
    مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای:
    ب/3: هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين‌كننده‌اى ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزى بين جريان عاشورايى و جريان شيعى با جريان‌هاى ديگر پيدا شود. حادثه‌ى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى‌كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى(س) در كوفه و شام منطقى حرف مى‌زند، اما مرثيه مى‌خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى‌كوبد، اما مرثيه مى‌خواند. اين مرثيه‌خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى‌توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى‌توان فهميد. (بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه‌ى ماه محرم 5/11/84)
    ب/4: بيان ماجراى عاشورا، فقط بيان يك خاطره نيست. بلكه بيان حادثه‌اى است كه - همان‌طور كه در آغاز سخن عرض شد - داراى ابعاد بى‌شمار است. پس، يادآورى اين خاطره، در حقيقت مقوله‌اى است كه مى‌تواند به بركات فراوان و بي‌شمارى منتهى شود. لذا شما ملاحظه مى‌كنيد كه در زمان ائمّهعلیه السلام، قضيه‌ى گريستن و گرياندن براى امام حسين عليه‌السّلام، براى خود جايى دارد. مبادا كسى خيال كند كه در زمينه‌ى فكر و منطق و استدلال، ديگر چه جايى براى گريه كردن و اين بحثهاى قديمى است! نه! اين خيالِ باطل است. عاطفه به جاى خود و منطق و استدلال هم به جاى خود، هر يك سهمى در بناى شخصيت انسان دارد. (بيانات در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانه‌ى ماه محرّم 17/3/73)
    ایکس شبهه
     
    an-p, montazer, گمنام و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.