•●♥●• پرچم دهه شصتیای منجی بالاست •●♥●•

شروع موضوع توسط ناجی دلها ‏23/09/2013 در انجمن تاپیک های دنباله دار

  1.  
    *Helma*

    *Helma* کاربر با تجربه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏23/12/2012
    ارسال ها:
    2,011
    تشکر شده:
    13,887
    تشکر کرده:
    3,835
    امتیاز:
    144
    شغل :
    خانه دار :p
    محل سکونت:
    شهر تبریز است و جان قربان جانان میکند

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    من از خودم چیزی ندارم، همه بود و نبودم از خدامه
    ناجی دلها از این پست تشکر کرده است.
  2.  
    ناجی دلها

    ناجی دلها معاون مدیریت کادر مدیریت "معاونت مدیران"

    تاریخ عضویت:
    ‏26/07/2012
    ارسال ها:
    12,309
    تشکر شده:
    46,900
    تشکر کرده:
    25,772
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    بوشهر

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    عزیزمممم...یادش بخیر...قایم موشک و یه قل دوقل برا تابستون...سوسک شاخدارا که سفید رنگ بودن؟ اینا انگار تو همه جا طرفدار داشتن...عجیبه ها

    بعد از یه قل دوقل یادمه منچ رتبه ی دوم رو داشت خونه ی ما
    علاءالدین هم دهه ی هفتاد بازیش اومد تو بازار...خیلی بازی پرهیجان و باحالی بود ...من و داداش ادمیرالم خیلی دوسش داشتیم این بازی رو
     
    *Helma* از این پست تشکر کرده است.
  3.  
    *Helma*

    *Helma* کاربر با تجربه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏23/12/2012
    ارسال ها:
    2,011
    تشکر شده:
    13,887
    تشکر کرده:
    3,835
    امتیاز:
    144
    شغل :
    خانه دار :p
    محل سکونت:
    شهر تبریز است و جان قربان جانان میکند

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    من از خودم چیزی ندارم، همه بود و نبودم از خدامه
    علاءالدین فک کنم برا منطقه شما بود چون من اسمشم نشنیده بودم تا حالا
    ازاین سوسک گنده ها که سفید و سیاهن و شاخک دارن و پرواز میکنن مثل چسب هم میچسبن ایییی
    منو خواهرم یه تاب بسته بودیم به درخت گردویی که تو باغچه کنار حیاطمون بود میرفتیم رو یه جای بلند و سوارش میشدیم ویوهووووو خیلی حال میداد این رتبه اول بازیهای مارو داشت
    بعدشم درخت نوردی مخصوصا فصل گردو که میشد یه چاقو و سنگ میذاشتم جیبم از درخت گردو بالا میرفتم و دلی از عزا درمیاوردم:Big Grin:
     
    ناجی دلها از این پست تشکر کرده است.
  4.  
    ناجی دلها

    ناجی دلها معاون مدیریت کادر مدیریت "معاونت مدیران"

    تاریخ عضویت:
    ‏26/07/2012
    ارسال ها:
    12,309
    تشکر شده:
    46,900
    تشکر کرده:
    25,772
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    بوشهر

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    بشری جان علاءالدین یه بازی بود تو تمام نقاط کشور هم فروش رفت و تبلیغش توی تلویزیون هم بود ...واسه همین خریدیم و واقعا لذت بخش بود ... تو پست های قبلی همین تاپیک ببین عکساشو گذاشتم
    علاءالدین ومهمانها اسمش بود... بعدش هم راز جنگل اومد و بقیه ی بازیها ...
    تاب بازی که عشق بود ما هم تو حیاط بابایی بسته بود برامون عاااالی بود ... هنوزم تاب بازی داریم خخخ

    واما سوسک با اینایی؟ من ازشون میترسیدم ولی داداشام میاوردن خونه و سوسکای مظلومی بودن طفلیا

    [​IMG] upload_2018-7-30_23-2-45.jpeg
     
    *Helma* از این پست تشکر کرده است.
  5.  
    *Helma*

    *Helma* کاربر با تجربه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏23/12/2012
    ارسال ها:
    2,011
    تشکر شده:
    13,887
    تشکر کرده:
    3,835
    امتیاز:
    144
    شغل :
    خانه دار :p
    محل سکونت:
    شهر تبریز است و جان قربان جانان میکند

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    من از خودم چیزی ندارم، همه بود و نبودم از خدامه
    اییی فک کنم خودشه اخه تو منطقه ما سفیدش کمه بیشترش سیاهه:Big Grin:
    درباره بازی هم نمیدونم والا شاید یادم نمونده:rolleyes:
     
    ناجی دلها از این پست تشکر کرده است.
  6.  
    ناجی دلها

    ناجی دلها معاون مدیریت کادر مدیریت "معاونت مدیران"

    تاریخ عضویت:
    ‏26/07/2012
    ارسال ها:
    12,309
    تشکر شده:
    46,900
    تشکر کرده:
    25,772
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    بوشهر

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    ایییی به همین زودی فراموشی گرفتی بشری
    خب اون سوسکا شطرنجی بودن کلا
    طرف ما بهشون میگفتن گازرین...کنارش هم یه تیکه کوچولو نون و خرما میذاشتن میگفتن اگه صدا بدی یا بپری بهت میدیم :X_X:
    البته بگم من از این کارا نمیکردم ...چون از ده متری هر نوع سوسک متواری میشم
    ولی شعر هم براش میخوندن معروف بود کلا خخخ

    [​IMG]
     
    *Helma* از این پست تشکر کرده است.
  7.  
    *Helma*

    *Helma* کاربر با تجربه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏23/12/2012
    ارسال ها:
    2,011
    تشکر شده:
    13,887
    تشکر کرده:
    3,835
    امتیاز:
    144
    شغل :
    خانه دار :p
    محل سکونت:
    شهر تبریز است و جان قربان جانان میکند

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    من از خودم چیزی ندارم، همه بود و نبودم از خدامه
    نه بابا فراموش نکردم که همین چند روز پیش دیدم یکیشو پرواز میکرد منتها طرفای ما یکم متفاوته ظاهرش
    ما بهش اریح قزاردان میگیم:Big Grin:
    یادم رفته چجوری عکس بذارم اینجا وگرنه عکسشو میذاشتم ببینی
    شما خب مهربونتر بودین با جایزه صداشو درمیاوردین ما یکم فشارش میدادیم خودش صدا میداد:p:D
     
    ناجی دلها از این پست تشکر کرده است.
  8.  
    ناجی دلها

    ناجی دلها معاون مدیریت کادر مدیریت "معاونت مدیران"

    تاریخ عضویت:
    ‏26/07/2012
    ارسال ها:
    12,309
    تشکر شده:
    46,900
    تشکر کرده:
    25,772
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    بوشهر

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    ااا جدا؟ من خیلی وقته از نزدیک ندیدمشون
    عکسشونو بگیر کاری نداره همینجا پست که میزنی گزینه ی آپلود فایل رو بزن بفرستش...
    از نمای بسته بگیریهاااا
    بشری چقد لطیف بودین شما...فشارش میدادین؟
    یعنی صداش دم جون دادنش بود؟:(:nervose:
     
  9.  
    *Helma*

    *Helma* کاربر با تجربه "بازنشسته"

    تاریخ عضویت:
    ‏23/12/2012
    ارسال ها:
    2,011
    تشکر شده:
    13,887
    تشکر کرده:
    3,835
    امتیاز:
    144
    شغل :
    خانه دار :p
    محل سکونت:
    شهر تبریز است و جان قربان جانان میکند

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    من از خودم چیزی ندارم، همه بود و نبودم از خدامه
    Screenshot_2018-08-01-11-54-17.png

    ببین ناجی سوسکای ما این شکلین
    پاهاشونو نگا اگه به یه جا بچسبن خیلی سخت میشه جداشون کرد
    نه بابا جون نمیدادن که فقط یه فشار کوچولو بدی میگن چیس چیس:Big Grin:
    راستی ما میگیم اریح قزاردان ینی زردالو رسان چون تو فصل زردالو اینا پیداشون میشه:Stick Out Tongue:
     
    ناجی دلها از این پست تشکر کرده است.
  10.  
    ناجی دلها

    ناجی دلها معاون مدیریت کادر مدیریت "معاونت مدیران"

    تاریخ عضویت:
    ‏26/07/2012
    ارسال ها:
    12,309
    تشکر شده:
    46,900
    تشکر کرده:
    25,772
    امتیاز:
    168
    محل سکونت:
    بوشهر

    نحوه آشنایی با انجمن:
    معرفی دوستان
    جنسیت:
    دختر خانم
    پیام کاربری:
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    آهان سوسکای این مدلی بودن
    باید بگم هیچ‌شباهتی به اونایی که من گفتم نداشتن پس... چون توی شمال هم دوستم برام عکس فرستاده بود همون شکلی بود که گذاشتم...
    صداشم این مدلی نبود خخخ
    آهان پس بشارت دهنده ی زردآلو بوده
    میدونی بشری این سوسکی که گذاشتی بچگی دیده بودم سیاه بود و توپ میکرد خاک رو...با خودش میبرد
    اگه از ده متری بقیه رد نمیشدم قطعا از بیست متری این یکی به خاطر پاهاش فرار میکردم خخخ
     
    *Helma* از این پست تشکر کرده است.
موضوع های مشابه: •●♥●• پرچم
انجمن عنوان تاریخ
تاپیک های دنباله دار •●♥●• پرچم شهریوریهای منجی بالاست •●♥●• ‏21/09/2013
تاپیک های دنباله دار ·•●♥●•. ایستگاه صلواتی هفته دفاع مقدس در انجمن (بفرمایید)·•●♥●•. ‏22/09/2013
تاپیک های دنباله دار ·•●♥●• اسمهای در خواستی شما دوستان در انجمن !!! ·•●♥●• ‏06/09/2013

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.